تبليغاتX
ستاره

ستاره

 

من نمی نویسم که بگویی دوستت دارم  

 من نمی نویسم که بگویی فراموشت نخواهم کرد

من نمی نویسم که بگویی با تو خواهم ماند

من نمی نویسم که بگویی بی تو نمی توانم بمانم

من نمی نویسم که دلت را به رحم بیاورم

من نمی نویسم که بگویی در انتظار چشمانت می مانم

و

 در راه قدمهایت میمیرم

نه من نمی نویسم که اینها را بگویم

من مینویسم که بگویم دوستت دارم حتی اگر دوستم نداشته باشی

می نویسم که بگویم با تو خواهم ماند

می نویسم که بگویم بی تو خواهم مرد .

 می نویسم که بگویم در انتظار چشمانت جان خواهم داد

می نویسم که بگویم زندگی بی تو برایم معنا ندارد

می نویسم که بگویم دیوانه وار تو را خواهانم

 می نویسم که بگویم فراموشت نخواهم کرد

می نویسم که بگویم بدون حضور گرمت

روح من خاموش و سرد است

بدون چشمان روشنت خانه ام تاریک است

بدون حضورت وجودم خالی از هیاهوست

بدون حضورت گل زیبایی ندارد

بدون حضورت مهتاب نور نخواهد داشت

ستاره رقص نخواهد کرد

بدون حضورت مریم عطر افشانی نخواهد کرد

بی تو گل سرخی نخواهد داشت

من می نویسم که اینها را بگویم

می نویسم که کلمات گویای سخنم باشند

من همه ی احساسم را در جوهر قلمم می ریزم

من همه ی وجودم را غرق در کلماتم می کنم

من همه ی عشقم را در واژه می ریزم

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 14:50  توسط س. و.  | 

۱۲۲۲
+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت 14:23  توسط س. و.  | 

 

تقدیم به مادر عزيزم و همه مادرهای دنیا

امروز سالروز تولد حضرت فاطمه (س) است . روز زن و روز مادر که برای ما ایرانی ها روز مقدسی است ، روزی که می توانیم بر دستان پر مهر مادر بوسه بزنیم و بگوییم که هنوز و همیشه دوستش داریم  روزی که یاد بچگی هایمان می افتیم ، آن روزها که هیچ نبودیم و مادر بود که بی منت از عشقش خرج مان می کرد و از وجودش برایمان مایه می گذاشت .

امروز ، روز قدردانی از زحمات فرشته ای است که بی هیچ چشمداشتی شب و روزش را به پایمان ریخت و هنوز هم سر سجاده نمازش وقتی پیشانی بر مهر می گذارد از خدا فقط یک چیز می خواهد و آن هم عاقبت به خیری فرزندش است .

آآآااهای فرزندهائی که مادر را فراموش کردید ! آآآااهای فرزندهائی که با مادر خود قهر هستید ! آآآآآااهای فرزندان بیمعرفت ، امروز ، روز دیگری است . شاخه گلی بردار و به پابوس مادرت برو ... او چشم براه است . مطمئن باش او همه بدیهایت را فراموش کرده ، او اصلا بدی های فرزندش یادش نمی ماند ... برو دستانش را بگیر و به آنها بوسه بزن ... او هم مثل خدا مهربان است و گناهان فرزندش را می بخشد .

 

مادر عزيزم دوستت دارم

 

 

ميم مثل ماه

ميم مثل مريم

 

ميم مثل مادر

 

كاشكي مي شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

چقدر مثل بچگي هام لالايي هاتو دوست دارم

سادگي هاتو دوست دارم خستگيهاتو دوست دارم

چادر نماز و زير لب خدا خداتو دوست دارم

 

كاشكي رو طاقچه دلت آينه و شمعدون مي شدم

تو دشت ابريه چشات يه قطره بارون ميشدم

كاشكي مي شد يه دشت گل برات لالايي بخونم

يه آسمون نرگس و ياس تو باغ دستات بشونم

لالايي لالايي لالالالا

بخواب كه مي خوام تو چشات ستاره هامو بشمرم

لالايي لالالالالالا

پيشم بمون كه تا ابد دنيا رو با تو دوست دارم

 

دنيا اگه خوب اگه بد با تو برام ديدنيه

باغ گلهاي اطلسي با تو برام چيدنيه

 ماااااااااااااااااااااااااادر    مادر

كاشكي مي شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم لالايي هاتو دوست دارم بغض صداتو دوست دارم

مااااااااااااااااااااااادر  لالايي لالايي

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 23:59  توسط س. و.  | 

 

روزاي خيلي طلائي يادته ؟
روز ترس از جدائي يادته ؟


موهاي شونه نكرده يادته ؟
چشمك از پشتِ يه پرده يادته ؟


روز تمرينِ اشاره يادته ؟
شبِ چيدنِ ستاره يادته ؟
 

شعراي كتاب درسي يادته ؟
يادته گفتي مي ترسي يادته ؟


عكسمون تو قاب عكسو يادته ؟
بله’بدون مكثو يادته ؟ 


دستمون تودستِ هم بود يادته ؟
غصه هامون كمِ كم بود يادته ؟


چشم نازت مال من بود يادته ؟
ديدن من قدغن بود يادته ؟

روياهاي آسموني يادته ؟
قول دادي پيشم بموني يادته ؟

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم تیر 1386ساعت 23:10  توسط س. و.  | 

سلام سلام صد تا سلام  خوبید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوشید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ سلامتید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوش می گذره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه خبرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منم خوبم خوب خوب ، یا به عبارتی توپ توپ

می دونید چرا ؟؟؟؟؟؟ نه نه نه نمیدونید كه چرا ؟ صبر كنيد الان براتون تعریف می کنم

حدود سه سال یا نه ، سه سال و نیم پیش به فکر افتادم که گوشیمو عوض کنم آخه یه گوشی سامسونگ ۲۴۰۰ داشتم که توی دوران خودش توپ توپ بود با آنتن دهی قوی ، از کارکردش هم راضی بودم ولی خوب کار خودشو کرده بود و به عبارتی كم كم داشت از رده خارج مي شد . نه ولي راستش چرا ازش ایراد بگیرم ، والا از شما چه پنهون دلمو زده بود (اصل مطلب) به همین خاطر به فکر این افتادم که عوضش کنم اون زمان هم گوشیهای نوکیا 6600 (يا همون 66 جواد خودمون) تازه به بازار اومده بود ما هم كه باد تو كله داشتيم و اهل پز (اين يكي رو باور نكنيد چون خالي بستم) رفتيم و با بادي كه در غبغب مون بود يكي از اين گوشي ها رو به قيمت 000/500/3  ريال (البته با حافظه 128 و هدفون ) بهمون انداختن چيه مگه ۶۶۰۰ خنده داره سه سال و نيم پيش بهترين گوشي بود . الان ديگه رفته جزء جواد آقاها ولي خداييش از نحوه كاركردش راضي بودم بعد از يكسال، رفت جزء همون دار و دسته بالا . با قاب هاي فانتزيي كه براش مي خريدم تزئينش مي كردم و خدائي هم با وجود اون قابها ، جواد آقاييش از بين مي رفت آخه قابهاش خيلي خوشگل بودن اولين قابش زرشكي خيلي خوشرنگ ، دومي سبز فسفري خيلي خوشگل و آخريش هم صورتي كثيف كه از لحاظ ظاهري با N98  (چیه ؟ بالاخره که میاد به بازار) برابري مي كرد خلاصه سرتونو درد نيارم گوشيم سه سال و نيم كاركرد ناگفته نماند كه حدود 5 يا 6 بار به طرز فجيهي از دستم پرت شد رو زمين اونم زميني كه سراميك بود نه فرش ، بيچاره اين آخر سري ها يك رديف از شماره هاش كه شامل 1 ، 4 و 7 بود بازي در مياورد و كار نمي كرد يا گاهي اوقات دكمه منوش از كار مي افتاد  تازگي ها هم در ارسال و دريافت بلوتوث كوتاهي مي كرد تا اينكه كه منو به فكر تعويض گوشي انداخت و تصميم مصمم گرفتم كه گوشيمو عوض كنم .

امروز بعدازظهر يه دفعه زد به سرم و به دوستم گفتم مياي بريم گوشي ببينم گفت باشه بريم . ما هم رفتيم پاساژ ايرانيان واقع در ميدان وليعصر ، داخل پاساژ تعداد زيادي مبايل فروشي داره . خلاصه هيچ كس هم نمي دونست كه گوشيم ايراد داره (غير از يه نفر كه ... ) فقط گفته بودم كه مي خوام عوضش كنم .

***پيام بازرگاني***

دوستان عزيز همين الان شبكه طپش اعلام كرد كه خانم مهستي خواننده پر آوازه ايراني امروز ساعت 45 : 7  صبح دار فاني را وداع گفت ضمن تسليت نظر شما رو به ادامه مراسم گوشي اندازون جلب مي نمايم

 

اولين مغازه رفتيم گفتيم آقا چند گفت 000/800 ريال

دومين مغازه رفتيم گفتيم آقا چند گفت نهايت 000/950 ريال

گفتم نه نه نه

سومين مغازه رفتيم گفت ببينم گوشي رو ، گرفت ديدو اين ورو اون ور كرد و گفت 000/200/1 ريال

دوستم گفت ستاررررررررره بده بره ...

با افسوس گفتم آقا بيشتر نمي شه گفت خانم آخه الان قيمت آكبندش دوروبر  000/800/1  رياله . نه ديگه جا نداره . گفتم باشه برداريد

از طرفي قيمتش مناسب بود و از طرفي هم تو دلم غوغا بود و مي ترسيدم كه يه دفعه دوباره دكمه هاش از كار بيفته و دستم رو شه ، آخه ديشب كلي باهاش ور رفته بودم تا دكمه هاش به كار بيفته و ايرادي نداشته باشه .

خلاصه آقا پسر خوشگل (چيه خوب ، خدائي خوشگل بود ديگه ) گوشي رو برداشت و دوباره دكمه هاشو امتحان كرد و به اون يكي گفت يه بلوتوث بفرست ، غافل از اينكه بلوتوث رو دريافت مي كرد ولي سيو نمي كرد . قابشو باز كرد و داخلشو نگاه كرد و خلاصه تمام زير و زبرشو باز كرد و نگاه كرد و رفت 120 تا هزاريه خوشگل رو با اسكناس شمرش شمرد و اورد داد به من و گفت بفرما تو فاصله اي كه آقا پسر خوشگل داشت اسكناس ها رو مي شمرد دوستم كه از همه جا بي خبر بود بلند مي گفت ستاره يكي از اين گوشي ها رو انتخاب كن و از همين جا بگير ديگه ... اين خوبه ها ، اون خوبه ها ، منم يواشكي كه كسي متوجه نشه بهش مي گفتم باشه حالا بريم بهت ميگم ، صبرکن بريم بهت مي گم اونم غافل از همه چي اينقدر هم دوزاريش كجه كه منظور منو نمي فهميد و باز حرف خودشو مي زد تا اينكه آقا اومدن و اسكناس هاي شمرده شده رو دادن به من كه من هم يكبار ديگه بشمارم .منم حالت شمردن به خودم گرفتم و شروع كردم به شمردن. از طرفي آقا داشتند قطعات گوشي رو كه باز كرده بودند دوباره سر هم مي كردن . منم تا می ديدم حواسش نيست 6 يا 7 تا اسكناس ها رو با همديگه رد مي كردم كه كار شمردن رو زودتر تموم كنم  دوستم هم كه داشت با من مي شمرد متعجب ايستاده بود و گاهي زل مي زد به من كه چرا پول ها رو اينجوري مي شمارم . آقا داشتند آخرين قطعه گوشي رو وصل مي كردند كه 20 تاي باقيمانده رو رد كردم و گفتم خيلي ممنون آقا خداحافظ و از مغازه اومدم بيرون حالا دوست ضايع ام هم حسابگر شده بود و از مغازه بيرون نمي اومد و مي گفت بده من ببينم چرا پول ها رو اينجوري شمردي ؟ اصلا بده خودم يه بار ديگه بشمارم شايد كم داده باشه ... كه دستش رو گرفتم و دنبال خودم كشوندمش بيرون حالا از يه طرف نمي تونستم خنده م رو بند بيارم از طرف ديگه نمي تونستم براي دوستم توضيح بدم و در حاليكه دستش رو گرفته بودمو دنبال خودم مي كشوندمش گفتم فقط بدو ، تا نيومده دنبالمون از پاساژ بريم بيرون . گفت آخه براي چي واستا پول ها رو بشمريم گفتم نمي خواد بابا گوشي من ايراد داشت در اصل بهش انداختم . بدو بريم تا نيومده دنبالمون . مطمئنم كه الان سيم كارت بندازه تو گوشي شماره هاش كار نمي كنه و ايراداش مشخص ميشه تازه دوزاريه كجش افتاد كه دليل نشمردن پول چي بوده و گفت eeeeeeee گفتم بلههههه و با خنده براش ایراداش رو توضيح دادم تا رسيديم دم ماشين و گفتم حالا بشين اينجا و با خيال راحت پول ها رو بشمار    

توضیح ۱ : گوشی من دارای ظاهری تمیز و بدون خش بود که هنوز برچسب روی شیشه ش کنده نشده و جعبه آن کاملا سالم و نو بود. تا اون باشه گول ظاهر رو نخوره

توضیح ۲ : بدجنس و کلاهبردار هم خودتونید  چطور وقتی آقایون سر ما رو کلاه میزارن و جنس ها رو بهمون میندازن و پولش رو دو برابر با ما خانم ها حساب می کنن هیچی نیست . اینم تلافیش بود

توضیح ۳ : برای این ذوق کردم که فک می کردم ۸۰ هزار بیشتر نخرنش

توضیح ۴ : لطفاً راهنماییم کنید چه گوشی از همه لحاظ مناسبه تا بخرم . قیمت حول و حوش ۳۰۰ 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم تیر 1386ساعت 1:10  توسط س. و.  |